عبدالحسين بينش

37

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

در بريشتر نزديك سرقسطه ، سپاه نورمان به سرقسطه نزديك شد و آن را محاصره كرد . يوسف بن سليمان بن هود در كار دفاع كوتاهى ورزيد و مردم را به حال خود رها كرد . دشمن مدت چهل روز به محاصره ادامه داد . آذوقه كم شد و مردم با يكديگر به منازعه برخاستند . چون اين خبر به دشمن رسيد ، جنگ و محاصره را شدت بخشيد و با پنج هزار نيروى زره پوشيده وارد حومهء شهر شد . مردم به وحشت افتادند و به دژ پناه بردند . جنگهاى سختى ميان طرفين درگرفت و پانصد تن از فرانكها به قتل رسيدند . ساكنان شهر از زندگى نوميد و از مال و ناموس خود درگذشتند و تنها براى جان خودشان امان خواستند . دشمن نخست به آنان امان داد ، اما همين كه از سنگرها بيرون آمدند ، پيمان را شكست و به آنان خيانت ورزيد و همه را كشت . مال و كالاى بىشمارى به دست دشمن افتاد . به طورى كه به يكى از فرماندهان كه به دژ شهر نزديك بود - يعنى فرمانده سپاه رم - 1500 دوشيزه و پانصد بار شتر كالا و زيورآلات و جامه رسيد . شمار كشتگان و اسيران نيز صد هزار تن برآورد شده است . « 1 » معتضد بن عباد و پس از او معتمد بن عباد از نخستين كسانى بودند كه خطر فزاينده از سوى شمال را درك كردند و همهء كوشش خود را براى ايجاد وحدت و افزايش قدرت اندلس به كار بستند و موفق گرديدند - بيشتر - سرزمينهاى جنوبى مثل قرطبه ، اشبيليه ، بطليوس ، شلب ، ولبه ، شلطيش شنتمريه ، قرمونه ، مورو ، ركش ، رنده را يكپارچه سازند و رياست اندلس را به دست گيرند . ولى قدرت مقابله با شورش پادشاهان مسيحى در شمال را نداشتند . اميران اسلامى بايد باجگزار مىشدند و به نوشتهء منابع عربى اين امر موجب افزايش طمع

--> ( 1 ) . الذخيره فى محاسن اهل الجزيره ، ابن بسام ، ج 3 ، ص 58 . دربارهء بريشتر در آنجا آمده است : « علت قتل آنان بيم دشمن از كسانى كه به يارىشان مىآمدند بود و با مشاهدهء فراوانى شمار آنان ترسيد و دست به كشتار زد . پس از كشتن بيش از شش هزار تن پادشاه به بقيه امان و فرمان خروج داد . مردم چنان بر مدخل دژ ازدحام كردند كه شمار بسيارى كشته شدند . شمارى از اهل شهر به قله كوهها گريخته و در بلنديها پناه گرفته بودند و نزديك بود كه از تشنگى هلاك شوند . پادشاه آنها را نيز امان بخشيد . اما وقتى از پناهگاهها بيرون آمدند يك دسته از سپاه كفر كه از ماجرا بىخبر بودند حمله كردند و آنان را كشتند . چون فرانكها به شهر درآمدند دختران را پيش چشم پدران بىعصمت كردند و زنان را پيش همسران و خانواده‌شان مورد تجاوز قرار دادند . كارهايى از اين دست صورت گرفت كه مسلمانان تا آن روزگار نديده بودند . هر كس از آنان كه حاضر به انجام چنين كارى با نواميس خدمتكاران و پيشه‌وران نبود ، آنان را به اطرافيانش مىداد تا هرطور مىخواست با آنان رفتار كند ؛ و كارى با مسلمانان كردند كه در وصف نمىگنجد .